تبليغاتX
غروب پاییزی

پنج چيز را قبل از پنج چيز ديگر غنيمت بدانيم:

جواني را قبل از پيري

سلامتي را قبل از بيماري

بي نيازي را قبل از فقر

زندگي را قبل از مرگ

و فراغت را قبل از گرفتاري

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 20:0  توسط مینا | 

تاب بنفشه مي دهد طره مشك ساي تو

اي گل خوش نسيم من بلبل خويش را مسوز

من كه ملول گشتمي از نفس فرشتگان

دولت عشق بين كه چون از سر فقر و افتخار

خرقه زهد و جام مي گرچه نه درخور همند

شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر

شه نشين قلب من تكيه گه خيال توست

چون چمنيست عارضت خاصه كه در بهار حسن

پرده غنچه ميدرد خنده دگشاي تو

كز سر صدق مي كند شب همه شب دعاي تو

قال و مقال عالمي ميكشم از براي تو

گوشه تاج سلطنت ميشكند گداي تو

اين همه نقش مي زنم از جهت رضاي تو

كاين سر پر هوس شود خاك در سراي تو

جاي دعاست شاه من بي تو مباد جاي تو

حافظ خوش كلام شد مرغ سخن سراي تو

+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 7:58  توسط مینا | 

دل مانده تنهاي تنها

مادر صدا كن دلم را

تا پشت طوفان وحشت/پيدا كنم ساحلم را

مثل نگاهت غريبم

اين غصه كم نيست مادر

باران يكريز هر شب/دست خودم نيست مادر

مادر كمك كن پرستو

در كوچ تنها نماند

حالا كه ياران رهايند/از آسمان جا نماند

وا كن دري رو به چشمت/عمريست در مي زند دل

بر روي دستي كه زخميست/از شوق پر مي زند دل

وقتي كه در ساحل عشق/چشمم به چشم تو افتاد

آن آبي ناب و يكدست دل را به من پس نمي داد          

صد آسمان بغض دارم/بنشين دمي رو به رويم

تا اشك را دانه دانه امشب برايت بگويم

مادر دلم گرفته،غرورم شكسته است

مادر بخند خنده تو دشمن غم است

مادر بگو كه دختر غربت نژاد تو

آزادي و شكو ه و غرور مجسم است

مادر بگو،بگو كه براي پرنده ات

پرواز عاشقانه فردا مسلم است.  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 23:27  توسط مینا | 

زندگي رسم خوشايندي است.

زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ.

پرشي دارد اندازه عشق.

زندگي چيزي نيست ، كه لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود.

زندگي جذبه دستي است كه مي چيند.

زندگي نوبر انجير سياه،در دهان گس تابستان است.

زندگي،بعد درخت است به چشم حشره.

زندگي تجربه شب پره در تاريكي است.

زندگي حس غريبي است كه يك مرغ مهاجر دارد.

زندگي سوت قطاري است كه در خواب پلي مي پيچد.

زندگي ديدن يك باغچه از شيشه مسدود هواپيماست.

خبر رفتن موشك به هوا،

لمس تنهايي (ماه)،

فكر بوئيدن گل در كره اي ديگر

زندگي شستن يك بشقاب است.

زندگي يافتن سكه دهشاهي در جوي خيابان است.

زندگي مجذور آينه است.

زندگي گل به توان ابديت،

زندگي ضرب زمين در ضربان دلها،

زندگي هندسه ساده و يكسان نفس هاست.

هر كجا هستم باشم،

آسمان مال من است،

پنجره،فكر،هوا،عشق،زمين مال من است.

چه اهميت دارد

گاه اگر مي رويد

قارچ هاي غربت؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 22:46  توسط مینا | 

اي فرزند آدم!

در شگفتم چگونه تو با ديگران انس مي گيري

و به ديگران دل مي بندي

در حالي كه مي داني تنها خواهي مرد

و مي داني تنها در قبر خواهي خفت

و تنها در پيشگاه من خواهي ايستاد

و تنها حساب پس خواهي داد....

آيا انديشيده اي چقدر تنها خواهي بود؟

ساعتي؟روزي؟ماهي؟سالي؟

چند هزار سال؟چند ميليون سال؟

با خودت فكر كن و بيانديش....

هر قدر كه قرار است پس از مرگ با من ياشي

در دنيا با من انس بگير.....

اگر لحظه اي لحظه اي....و اگر هميشه هميشه....

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 14:45  توسط مینا | 

پروردگارا

آن زمانيكه بار سنگين خستگي شانه هايم را مي آزارد

و سهمگيني حوادث روزگار،كمر خميده ام را به درد مي آورد

چه شيرين است نام تو را بر زبان راندن و شامر نعمت هاي تو بودن.

خداوندا،گرچه بدم و اين را خود ميدانم ولي نميخواهم در يوم الحساب

 آن هنگاميكه در ميان ان همه جمعيت به حسابهاي كرده و ناكرده ام

رسيدگي مي شود در صف ندامتكاران ناشكر و ناسپاست باشم.

پس بگذار همين افتخار برايم باقي بماند كه روز و روزگاري در اين سراي فاني

ناپايدار بندگي تو كرده ام و شاكر نعمت هاي بي پايانت بودام.

بارالهي ، بدي هاي اين بنده گنهكار غافلت را به كرم و بزرگي خود ببخشاي

و اگر نبخشيدي همانا تو خوبتريني

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 16:10  توسط مینا |